شعر و ناشنوایی؛ اگر شعر شنیده نشود چه می‌ماند؟

30/مهر/1405 مقالات
بدون دیدگاه

نگاهی به تجربه‌ی شعر بدون صدا و پرسشی درباره‌ی دسترسی به ادبیات

اگر شعر شنیده نشود، چه چیزی از آن باقی می‌ماند؟ وقتی درباره‌ی شعر حرف می‌زنیم، معمولاً از وزن، قافیه، آهنگ، لحن و موسیقی کلمات می‌گوییم و بیشتر این مفاهیم، مستقیم یا غیرمستقیم، به صدا برمی‌گردند.

 

اما کسی که صدا و لحن کلمات را دریافت نمی‌کند، تجربه‌اش از شعر چگونه شکل می‌گیرد؟ آیا شعر بدون شنیده‌شدن هنوز شعر است؟ یا بخشی از چیزی که «شعر» می‌نامیم فقط به‌خاطر شنیدن وجود دارد؟

در این مقاله می‌خواهیم این پرسش را بررسی کنیم، بی‌آن‌که جواب قطعی بدهیم. مسیر کار این است: شعر را فقط ببینیم، میان شعر به‌عنوان متن و شعر به‌عنوان اجرا فرق بگذاریم، به تجربه‌ی یک فرد ناشنوا نگاه کنیم و در پایان بپرسیم ادبیات چقدر برای همه قابل دسترس است. موضوع شعر و ناشنوایی برای شاعران، ناشران و هر کسی که به انتشار شعر فکر می‌کند، پرسشی جدی است.

 

۱. یک تجربه‌ی کوتاه: شعر را فقط ببینید

این دو بیت را بخوانید:

بنی‌آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

حالا چند ثانیه فقط به متن نگاه کنید. لازم نیست آن را با صدای بلند بخوانید یا به موسیقی کلمات فکر کنید. به خود کلمات، فاصله‌ها، تکرارها و شکل جمله‌ها توجه کنید.

بعد از خودتان بپرسید: در این چند ثانیه چه چیزی از شعر باقی ماند؟ تصویر؟ معنا؟ احساس؟ خود کلمات؟ یا نظمی که میان آن‌ها وجود دارد؟

این تجربه شبیه‌سازی تجربه‌ی یک فرد ناشنوا نیست. فقط نشان می‌دهد که می‌توانیم برای چند لحظه شعر را بدون تکیه‌ی اصلی بر صدا، به‌عنوان یک متن تجربه کنیم.

 

۲. شعر به‌عنوان متن، شعر به‌عنوان اجرا

شعر را دست‌کم از دو زاویه می‌شود دید.

وقتی شعر اجرا می‌شود، صدا، لحن، مکث، شدت و آهنگ وارد آن می‌شوند. وقتی شعر را به‌عنوان متن می‌بینیم، چیزهای دیگری پررنگ می‌شوند:

  • انتخاب کلمات
  • تصویرسازی و استعاره
  • معنا و ساختار
  • تکرار
  • رابطه‌ی میان کلمات

پس وقتی می‌گوییم «موسیقی شعر»، دقیقاً از چه حرف می‌زنیم؟ فقط صدایی که شنیده می‌شود؟ یا تکرار، نظم، ضرباهنگ، مکث و انتظاری که در ساختار شعر ساخته می‌شود هم بخشی از این موسیقی است؟

شاید مسئله این نباشد که یکی از این دو زاویه درست و دیگری غلط است. شاید شعر در شکل‌های مختلف، راه‌های مختلفی برای تجربه‌شدن دارد.

 

۳. تجربه‌ی شخصی: نبودن صدا به معنی نبودن زبان نیست

این بخش روایت شخصی یک فرد ناشنواست و قرار نیست تجربه‌ی همه‌ی ناشنوایان باشد.

برای من، نبودن صدا به معنی نبودن زبان نیست. من زبان را از راه دیگری تجربه می‌کنم. وقتی به شعر نگاه می‌کنم، چیزی که از دست رفته خود شعر نیست؛ یکی از راه‌های ارائه و دریافت شعر است، یعنی صدا.

وقتی شعر می‌خوانم، اول با تصویر و کلمات روبه‌رو می‌شوم. با چیزی که کلمه در ذهنم می‌سازد، با رابطه‌ی میان کلمات و با احساسی که از متن می‌گیرم. به همین دلیل برای من شعر الزاماً از صدا شروع نمی‌شود. شاید برای من، شعر قبل از این‌که صدا باشد، یک تصویر، یک معنا و یک تجربه است.

 

۴. وقتی شعر وارد زبان اشاره می‌شود

اگر شعر فقط به کلمات وابسته نیست، آیا می‌تواند در زبان اشاره هم اتفاق بیفتد؟

وقتی شعر وارد زبان اشاره می‌شود، فقط کلمات جابه‌جا نمی‌شوند. حرکت و فضا وارد زبان می‌شوند. حالت چهره، سرعت حرکت، مکث، تکرار و جهت حرکت هم می‌توانند بخشی از بیان باشند.

حتی جمله‌ی ساده‌ای مثل «باران می‌بارد» بسته به شدت و سرعت و نوع حرکت، به شکل‌های متفاوتی اجرا می‌شود. باران آرام و باران شدید یک شکل ندارند. پس خود حرکت می‌تواند بخشی از تصویر شعر باشد.

اینجا پرسش جذاب‌تری پیش می‌آید: وقتی شعری فارسی به زبان اشاره منتقل می‌شود، هنوز با همان شعر روبه‌رو هستیم؟ این یک ترجمه است یا اثری تازه که از شعر اولیه شروع شده؟ شاید پاسخ همیشه یکسان نباشد، اما خود پرسش نشان می‌دهد که شعر الزاماً در یک شکل ثابت زندگی نمی‌کند.

 

۵. مسئله فقط ناشنوا نیست؛ مسئله دسترسی به ادبیات است

پرسش مهم‌تر این نیست که یک فرد ناشنوا چگونه شعر را تجربه می‌کند. پرسش این است که ادبیات چقدر برای جامعه‌ی ناشنوایان قابل دسترس است.

به چند نمونه فکر کنید:

  • بسیاری از کتاب‌های شعر فقط به‌صورت متن در اختیار مخاطب قرار می‌گیرند.
  • کتاب‌های صوتی برای یک فرد ناشنوا راه دریافت اصلی و معمول نیستند.
  • بعضی برنامه‌های ادبی بر خوانش شفاهی شعر تکیه دارند.
  • اجراهای شعر ممکن است کاملاً صدا‌محور باشند.
  • ترجمه و اجرای ادبیات به زبان اشاره هنوز مسیرهای بسیاری برای رشد دارد.

پس شاید به‌جای این‌که بپرسیم «آیا یک فرد ناشنوا می‌تواند شعر را تجربه کند؟»، باید بپرسیم: «آیا ادبیات به اندازه‌ی کافی راه‌های مختلف برای رسیدن به مخاطب ناشنوا ایجاد کرده است؟» این تغییر نگاه، بحث را از «محدودیت» به «دسترسی» می‌برد.

 

۶. شعر برای چه کسی نوشته می‌شود؟

این پرسش برای شاعران هم مهم است. وقتی شعر می‌نویسیم، آیا برای کسی می‌نویسیم که صدای کلمات را می‌شنود؟ یا شعر می‌تواند پیش از آن‌که شنیده شود، دیده شود؟

نویسندگانی که به انتشار مجموعه‌شعر فکر می‌کنند، می‌توانند این پرسش را با خودشان مطرح کنند. شعر چاپ‌شده، پیش از هر اجرا، اول به‌صورت متن و تصویر به دست مخاطب می‌رسد. شاید قبل از این‌که از گوش عبور کند، می‌تواند از ذهن و احساس آدم عبور کند.

 

جمع‌بندی

به پرسش اول برگردیم: اگر شعر شنیده نشود، چه چیزی از آن باقی می‌ماند؟

شاید پاسخ دیگر نه «هیچ» باشد و نه «همه‌چیز». بخشی از شعر با صدا اتفاق می‌افتد، بخشی با کلمه، بخشی با تصویر، بخشی با بدن و شاید بخشی هم در ذهن خواننده. بنابراین شاید پرسش اصلی در بحث شعر و ناشنوایی این باشد: وقتی راه شنیدن بسته است، شعر از چه راه دیگری خودش را به ما می‌رساند؟

 

اگر شعری نوشته‌اید و به چاپ فکر می‌کنید

اگر مجموعه‌شعر یا هر کتاب دیگری نوشته‌اید و نمی‌دانید از کجا شروع کنید، می‌توانید از مشاوره‌ی رایگان انتشارات نوروزی استفاده کنید. در این مشاوره درباره‌ی نوع اثر شما صحبت می‌شود، وضعیت فعلی دست‌نوشته بررسی می‌شود و مسیر مناسب برای چاپ توضیح داده می‌شود. هدف این است که با افتخار خالق چاپ آثار شما باشیم.

انتشارات نوروزی
شماره تلفن ثابت: 01732241385 - 01732242258
شماره تلفن جهت ارسال فایل: 09397024741
آدرس: استان گلستان_گرگان_خیابان شهید بهشتی_پاساژ بازار رضا

برچسب ها




ارسال دیدگاه


جهت ثبت دیدگاه خود ابتدا باید وارد سایت شوید:
ورود / ثبت‌نام

ورود/ثبت نام

لطفا برای ورود یا ثبت نام،شماره تلفن همراه خودرا وارد کنید



دیدگاه ها