کابوس دریا
آرمین روشندل
ادوارد: عشق؛ تنها اشتباهی بود که یکبار مرتکب شدم.
کریستین: پس اون دختره منجم چی؟ لوئیزا؟
ادوارد: اشتباه من این بود که نمی تونستم معنی درستی از عشق پیدا کنم.
کریستین: و الان به نتیجه رسیدی؟
ادوارد: عشق چیزیه که ناخودآگاه تورو به سمت خودش میکشه.
کریستین: عشق تو چیه؟
ادوارد: آزادی
کریستین: تو برای رسیدن به این آزادی افراد زیادیو اسیر کردی.
ادوارد: اسیر؟
کریستین: دنیای مردگان
ادوارد: دیگه چیزی به اسم دنیای مردگان وجود نداره.
کریستین: پس اینجا کجاست؟
ادوارد: دنیای من

