حراست، با منطق امنیت، پیشگیری از تهدید و مدیریت ریسک شکل گرفته است؛ منطقی که ریشه در پارادایم های کنترل، بازدارندگی و حداقل سازی آسیب دارد. در مقابل، منابع انسانی بر شایستگی، توسعه، انگیزش و بهره وری تمرکز دارد؛ پارادایمی که بر توانمندسازی، اعتماد و سرمایه انسانی استوار است. این دو منطق، به خودی خود نه متعارض اند و نه متناقض، اما در غیاب زبان مشترک، فرآیند هماهنگ و چارچوب تصمیم گیری شفاف، میتوانند به راحتی به تولید تعارض منافع منجر شوند؛ وضعیتی که در ادبیات سازمانی از آن با عنوان تنش کارکردی حل نشده یاد میشود.

