آیا تا به حال شده که عشق، هم آرامش باشد و هم درد؟ مهدیه قربانی در آغاز «سایههای عاشقی» مینویسد این کتاب «تکههایی از قلب» اوست و هر شعرش یک خاطره، یک نگاه و یک نفس را در خود دارد. او امیدوار است خواننده بخشی از خودش را در این شعرها پیدا کند.
«سایههای عاشقی» مجموعهای از شعرهای کوتاه و نیمهبلند است، بیشتر در قالب شعر آزاد، که با نام «میا» منتشر شده است. شعرها از نگاه یک عاشق نوشته شدهاند و حالوهوایی میان وصل و دوری دارند. عنوانهایی مثل «داستان چشمان تو»، «طلوع دوباره»، «آغوشی امن» و «در کنار تو» از آرامشی میگویند که با حضور معشوق میآید. در مقابل، «سایه»، «شبهای بیخواب»، «تقویم بیبرگشت»، «طعم نبودت» و «ابرهای بینام» به اندوه جدایی و دلتنگی میپردازند.
در لابهلای شعرهای عاشقانه، چند شعر هم به خود شاعر برمیگردند، مثل «غریبهای به نام من» که در آن راوی با خودش هم بیگانه است. چند شعر دیگر هم کشمکش عقل و دل را موضوع کردهاند، مثل «در حاشیه خیال» و «زبانِ خاموشِ عشق». تصویرهای تکرارشونده کتاب، دریا، سکوت، شب، چای و آغوشاند. کتاب با شعرهایی مثل «انتظار» و «امید برای فردا» به امید و ماندن میرسد.
«سایههای عاشقی» برای خوانندگان شعر عاشقانه معاصر مناسب است؛ بهویژه کسانی که دنبال شعرهای کوتاه و احساسی درباره عشق، دلتنگی و تنهایی هستند. اگر دوست دارید شعرها را یکییکی و بیترتیب بخوانید یا کتابی برای هدیه دادن میخواهید، این مجموعه میتواند انتخاب خوبی باشد.

