اگر شاعری عارف در قرن نهم از عشق و درد بگوید، امروز چطور میتوان شعرش را خواند؟ منوچهر توسلی در «کوی جنون (گفتارهایی درباره رباعیات خواجه ابوالوفا خوارزمی)» ماجرای آشنایی خودش با این رباعیها را روایت میکند: چند سال پیش در کتابخانه شهرش دنبال کتابی درباره مولانا میگشت، به رباعیات «پیر فرشته» برخورد و با خواندن چند رباعی شیفته آنها شد. این شیفتگی به پژوهشهایی انجامید که در همایشهای ملی و بینالمللی ارائه شد و حالا، ویراسته، در این کتاب آمده است. نام کتاب هم از رباعیای از ابوالوفا گرفته شده که با «آن کس که گرفت خانه در کوی جنون» شروع میشود.
«کوی جنون» از سه گفتار تشکیل شده است. گفتار نخست زندگی، احوال و آثار خواجه ابوالوفا خوارزمی (درگذشته ۸۳۵ ق) را مرور میکند. او از شاعران، عارفان و مشایخ خوارزم بود، به سلسله کبرویه ارادت داشت و مردم او را «پیر فرشته» مینامیدند. گفتار دوم عشق و درد را در رباعیات او بررسی میکند. ابتدا معنای این دو مفهوم را از لغتنامهها و متون عرفانی میآورد و سپس نشان میدهد در رباعیهای خواجه، عشق چراغ راه سالک و عامل تهذیب نفس است و درد او دردی عاشقانه و عرفانی است.
گفتار سوم رویکردی متفاوت دارد و رباعیات را بر اساس نظریه «طرحوارههای تصویری» مارک جانسون در زبانشناسی شناختی تحلیل میکند. نویسنده طرحوارههای حرکتی، حجمی، قدرتی و بازگشت را در رباعیها پیدا میکند و میپرسد کدام طرحواره بسامد بیشتری دارد. به گفته او، طرحواره قدرتی بیشترین سهم را دارد و خواجه با آن موانعی مثل خودبینی و دلبستگی به دنیا و راه گذشتن از آنها را بیان کرده است.
«کوی جنون» برای دانشجویان و پژوهشگران ادبیات فارسی، علاقهمندان به ادبیات عرفانی و دوستداران رباعی مناسب است. اگر میخواهید با شاعری کمتر شناختهشده از قرن نهم آشنا شوید یا ببینید زبانشناسی شناختی چطور برای خواندن شعر عرفانی به کار میرود، این کتاب شروع خوبی است.

