دلواپسیها را اگر زیر خاک بگذاریم، چه چیزی از آن میروید؟ کتاب «باغ شکوفه طلایی» نوشته مریم مقدم حصاری، با همین تصویر شروع میشود: بذرهای دلواپسی زیر خروارها خاک پنهان میشوند، مدتی میگذرد و گلآویز میشوند.
کتاب «باغ شکوفه طلایی» در مقدمه خودش را رساله خشک روانشناسی، مجموعهشعر صرف یا خاطرات یک مشاور معرفی نمیکند، و میگوید همه اینها با هم است. نویسنده از روانشناسی درون، از آنچه در سایههای ذهن میگذرد و از الگوهایی میگوید که بیآنکه بدانیم تکرار میکنیم. او اینها را از دل تجربههای زیسته، خاطرهها و شعرهایی روایت میکند که در شبهای بیخوابی نوشته شدهاند. کتاب را همسفری برای کسانی میداند که دلواپسیهایشان را زیر خاک میکنند، دنبال معنا در میان روزمرگیها هستند یا میخواهند خودشان را ببخشند و دوست بدارند.
متن کتاب «باغ شکوفه طلایی» بیشتر از جنس شعر و نثر شاعرانه است و پر از تصویرهای طبیعت: گل، باران، رود، ماه، پروانه و فصلها. در بخشهای مختلف کتاب، با عنوانهایی مثل «باغی پر از گل»، «شنای ماهیها»، «گل (آیینه)» و «گَوَن (چشمک ماه)»، خاطرهها و لحظهها رنگ میگیرند. جمله «این نیز بگذرد» هم بارها در متن برمیگردد. نویسنده در مقدمه میگوید در هر فصل تکهای از «خودم» را گذاشتهام تا شما هم تکهای از «خودتان» را پیدا کنید.
به گفته نویسنده، کتاب «باغ شکوفه طلایی» نمیخواهد خواننده را تغییر دهد، بلکه میخواهد یادآوری کند که او پیش از این هم همان گلی بوده که از دل خاک دلواپسیها سر برآورده است. این کتاب برای خوانندههایی مناسب است که شعر و نوشتههای شخصی با نگاه روانشناختی را دوست دارند و میخواهند با آرامش و بیشتاب، چند صفحه کنار خودشان باشند.

