آیا پیشنهادی که روی صفحهات میبینی، واقعاً انتخاب توست؟ کتاب «آیندهفروشی با هوش مصنوعی؛ رویاهایی که هرگز مال ما نبودند...» نوشته علی هدایتی از همین پرسش شروع میشود: رشتهای که خواندهای، فیلمی که دیدهای و مسیری که برای آیندهات تصور کردهای، چقدر از خودت آمده و چقدر از پیشنهاد الگوریتمها. فصل اول با روایت آرمان، نوجوانی هفدهساله، این پرسش را عملی میکند. او از رشته کامپیوتر، دانشگاه و مهاجرت رؤیاپردازی میکرد، تا اینکه به این فکر افتاد که شاید این رؤیاها را ویدئوهایی ساختهاند که شبکهها مدام جلوی او میگذاشتند.
کتاب «آیندهفروشی با هوش مصنوعی» در هشت فصل نوشته شده است و آرمان در بیشتر آنها همراه خواننده است. کتاب با زبانی غیردانشگاهی سراغ روانشناسی تصمیمگیری، مصرف، الگوریتمهای توصیهگر و معماری انتخاب میرود. فصلهای اول و دوم نشان میدهند هوش مصنوعی چگونه با دادههای رفتاری ما ترجیحهایمان را میخواند و جهت میدهد. در فصل سوم، پرسش «دشمن یا معلم؟» مطرح میشود و شیوههای استفاده آگاهانه از این فناوری بررسی میشود. فصل چهارم به اقتصاد داده، بازار کار، مشاغل در معرض تغییر، اقتصاد توجه، استارتاپها و توزیع ثروت میپردازد.
در نیمه دوم کتاب «آیندهفروشی با هوش مصنوعی»، دامنه بحث از فرد به جامعه گسترش مییابد. فصل پنجم درباره قدرت، کنترل اجتماعی، هویتهای ساختگی و جامعه نمایش است. فصل ششم مسئولیتپذیری، قانون و اخلاق ماشینی را بررسی میکند، و فصل هفتم رابطه دولتها، افکار عمومی و فرهنگ عمومی را با الگوریتمها میسنجد. فصل پایانی نگاهی به آینده دارد؛ از حکمرانی و هویت تا آزادی انتخاب در عصر داده. در طول کتاب، جدولها و نمودارهایی برای مقایسه، بخشهای «لحظهای برای فکر کردن» و راهکارهای عملی، مثل تشخیص لحظه انتخاب و ایجاد تنوع در اطلاعاتی که دریافت میکنیم، خواننده را به بازاندیشی در عادتهای دیجیتالش دعوت میکنند.
نویسنده در پیشگفتار میگوید این کتاب نه هشدار است و نه نقشه، بلکه دعوتی به فکر کردن و پرسیدن است. کتاب «آیندهفروشی با هوش مصنوعی» با فهرست منابع برای مطالعه بیشتر، شامل کتابها، مقالات، مستندها و ابزارهای کنترل دیجیتال، تمام میشود. این کتاب برای خوانندگانی مناسب است که میخواهند بدانند هوش مصنوعی چگونه در انتخابهای روزمره، شغل، مصرف و آیندهشان نقش دارد و دوست دارند این موضوع را با روایت و مثال دنبال کنند.

