دلتنگی برای زبان و دیاری که سالها از آن دور بودهاید، چطور به شعر تبدیل میشود؟ ناصر مارامایی، شاعر ترکمن با تخلص «گؤکجه»، سالهاست در تهران زندگی میکند، اما همچنان به زبان مادریاش شعر میگوید. «آهاو یۆرک (مجموعه شعر ترکمنی)» مجموعهای از همین اشعار است. یعقوب رحیمیداشلیبرون در مقدمه کتاب مینویسد که درد غربت همیشه شاعر را آزار داده است و نخستین شعر ترکمنی او هم درباره دوری از ترکمنصحرا بوده است.
«آهاو یۆرک» ۱۸۸ صفحه دارد و با ستایش پیامبر (ص) و مناجات آغاز میشود. عنوانهای بعدی نشان میدهند شعرها درباره چه موضوعهاییاند: عشق و جدایی، دختران ترکمن، «آتام» و «جان انه»، «تۏپراغیم» و «اۆلکأمیز»، و سرودن به زبان مادری با عنوان «یاز قلمیم». شاعر میگوید شعرهای مارامایی موضوعهای اخلاقی، اجتماعی، دینی و عاشقانه را در بر میگیرد.
از نظر شکل، بیشتر شعرهای کتاب به گفته مقدمه در قالب «قوشوق» ترکمنی سروده شدهاند، نوعی چهارپاره با مصراعها و هجاهای برابر و قافیههایی مثل «آ، ب، آ، ب». مخمس و مسمط ترجیعی هم در مجموعه هست. شاعر به گفته مقدمه از واژهها و تلفظهای محاورهای ترکمنصحرا ابایی ندارد و مقدمه او را ادامهدهنده سنت شعر شفاهی ترکمنی میداند که از روزگار مخدومقلی فراغی به ادبیات مکتوب رسیده است. ویراستار کتاب یعقوب رحیمیداشلیبرون است و انتشار آن با حمایت مالی رشید ابرکار انجام شده است.
«آهاو یۆرک» برای علاقهمندان به شعر ترکمنی و کسانی مناسب است که میخواهند با قالب قوشوق، زبان محاورهای ترکمنصحرا و موضوعهای مجموعه، از عشق و غربت تا وطن، مادر و پدر، آشنا شوند. این مجموعه همچنین برای پژوهشگران و دوستداران ادبیات ترکمنی مفید است.

