تابستان است و گرمای خرماپزان آبادان. سربازی جوان از ترکمنصحرا با معرفینامهای در دست، خسته و عرقریزان، دنبال هنگ ژاندارمری میگردد. کتاب «آبادان (داستانی از وقایع و رویدادهای ۸ سال دفاع مقدس)» نوشته قربان محمد راهبی با همین صحنه شروع میشود. راویاش کمال است، سربازی اهل گنبدکاووس. کتاب او را از گرمای شهر و گفتوگوهای تاکسی و دژبانها به هزارتوی خاطراتش میبرد؛ به روزهای اول جنگ و شهری که زیر آتش است.
کتاب «آبادان» روایتی اولشخص است و بخش مهمی از آن در جبهه میگذرد. صبح ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ کمال با صدای انفجار از خواب بیدار میشود و دود غلیظ پالایشگاه آبادان را از حیاط پاسگاه میبیند. بعد از آن، کتاب او را در کنار اروندرود، نهرها، نخلستانها، پاسگاههای ویرانشده و جادههای پر از دود نفت همراهی میکند. در این فضا شلیک توپخانه، گلولههای تیربار از آن سوی رود و حضور عراقیها جزئی از روزمرگی راوی است. نثر کتاب ساده و صمیمی است و صحنهها را با جزئیات مینویسد.
داستان فقط درباره میدان جنگ نیست. کمال در این مسیر به آدمهایی برمیخورد: حمید، دژبانی دلگیر از اینکه سربازها اغلب بچههای روستایی و فقیرند؛ جمشید و رحمان که بعدها هم در کنار او هستند؛ و اسماء، دختر نوجوانی عربزبان که کمال در گرماگرم درگیری با او همراه میشود. بخش دیگری از کتاب به گذشته راوی میرود، به زیبا گل، دوست دوران کودکیاش در گنبد و دلبستگیای که سالها بعد هم دست از سرش برنمیدارد. این خاطرهها لحن داستان را از شوخیهای سربازی و صحنههای جنگ به تنهایی، دلتنگی و پرسش دربارهی معنای زندگی میبرند.
در پیشگفتار آمده که نویسنده در شهر گمیشان به دنیا آمده و در گنبدکاووس بزرگ شده است. او بدون تحصیلات دانشگاهی، از جوانی کتابهای ادبیات کلاسیک ایران و جهان و رمانهای نویسندگانی مثل علیاشرف درویشیان، احمد محمود و دولتآبادی را خوانده است. به نوشته پیشگفتار، کتاب «آبادان» حاصل تجربه زیسته او در سالهای دفاع از مرزهای کشور است. عبدالقادر تکهئی ویراستار و همکار این اثر بوده است.
کتاب «آبادان (داستانی از وقایع و رویدادهای ۸ سال دفاع مقدس)» برای علاقهمندان به ادبیات داستانی و دفاع مقدس است؛ کسانی که روایت جنگ را از زبان یک سرباز و در قالب داستان میخوانند. اگر دنبال اثری هستید که فضای آبادان در روزهای محاصره، رفاقتهای سربازی و خاطرات یک سرباز ترکمن را کنار هم بگذارد، این رمان میتواند انتخاب شما باشد.

